محمد مهدى ملايرى

416

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

از آنها زبان عربى است بر اين گروه فرض است ، و بحث در اين‌كه اين زبان براى اين منظور به چه مقدار و با چه روشى بايد تدريس شود صرفا در محدودهء همين هدف و در مرحلهء تخصص قرار مىگيرد نه در سطح تعليمات عمومى . هدف دوم از آموختن عربى آشنا شدن با قسمت مهمى از آثار علمى و ادبى و فلسفى ايران و معرفت صحيح به تاريخ و فرهنگ اين سرزمين در دوره‌هاى گذشته است . همه مىدانيم كه پس از انتشار اسلام در ايران زبان عربى در طى چند قرن تنها زبانى بوده كه تاريخ و ادب و فرهنگ همهء عالم اسلامى و از آن جمله ايران به آن زبان تدوين مىشده و پس از آن هم تا چندين قرن ديگر و حتى تا اين اواخر زبان عربى زبان علمى و فلسفى دانشمندان ايران بوده و بدين علت قسمت اعظم از آثار فكر و قريحهء علماى اين سرزمين به زبان عربى تأليف شده است . بدين‌جهت براى شناختن دانشمندان گذشتهء اين سرزمين از خلال آثار خود آنها و براى پژوهش در تاريخ و تاريخ تمدن و فرهنگ ايران در يك دورهء طولانى از دوره‌هاى گذشته آن آموختن زبان عربى تا حد وقوف بر آن منابع لااقل تا وقتى كه همهء آن منابع با روشى علمى و انتقادى به زبان فارسى درنيامده كمال ضرورت را دارد ، و گمان نمىكنم در اين امر هم ترديدى براى صاحب‌نظران باشد . بنابراين در اين‌جا هم بحث در اين‌كه اين زبان براى اين منظور به چه مقدار و با چه روشى بايد تدريس شود بايد صرفا در محدودهء همين هدف باشد . البته بايد اين را هم گفت كه آموختن زبان عربى تا اين حد و براى اين منظور كارى نيست كه از همهء درس خوانده‌هاى ايرانى بتوان توقع داشت ، اين كار هم در زمينه‌هاى تخصصى قرار مىگيرد و وظيفهء دستهء خاصى از ادبا و دانشمندان است كه اين كار را از روى علاقه برگزينند و با گشاده‌رويى رنج آن را بر خود هموار سازند ، بدان‌حد كه بتوانند ثمرهء كوشش و ريزه‌كارىهاى انديشهء گذشتگان و هم‌چنين تاريخ و فرهنگ گذشتهء اين سرزمين و مردم آن را در لابلاى كتابهاى عربى قديم جست‌وجو كنند و نتيجهء تحقيقات و بررسيهاى خود را به زبان فارسى روان و قابل فهم در اختيار ديگران بگذارند .